
از امروز
به شروع حرکتم برگشتم
جایی که فکر می کنم
باید از همون جا
تمومش کنم


وقتی منتظری
وقتی میدونی کسی هست که داره میاد
وقتی حسش می کنی
وقتی همه نداشتن هاتو فراموش می کنی
وقتی ...
می فهمی اونقدر دوستش داری
که حاضر باشی
برای اومدنش
به انتظار بشینی
...

کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده ی شهره
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهره
سقف دلبستگی بی تو
واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی
دیگه همسایه نداره
تو
پی کدوم ستاره
پشت ابرها خونه کردی
رفتی و چیزی نگفتی
گریمو بهونه کردی
من سوال ساده ی تو
تو جواب مشکل من
رد پای رفتن تو
روی صحرای دل من
وقتی آسمون شب هام
زیر سایه ی چشاته
وقتی حتی این ترانه
رنگ غربت نگاته
نمیذارم این دو راهی
سر راه ما بشینه
نمیذارم این جدایی
رنگ فردا رو ببینه
شب رو با فانوس اشکت
می برم به روشنایی
تا می رسم دوباره
به طلوع آشنایی
می دونم هرجا که باشی
دل تو اهل همین جاست
واسه ی من و تو اینجا
اول و آخر دنیاست
خدایا
تو رو به همه بزرگیت ، قسمت میدم
دعای مومنین به درگاهتو رد نکن
آخه اگه پیش تو نیایم ...
پیش کی می تونیم بریم ؟

خسرو صادقی
1- نگاهي كوتاه به گذشتهها
جشن نوروز از مراسم بسيار قديمي ايرانيان است. اين رسم كهن ايراني آن قدر در تاريخ پيش ميرود كه به افسانهها واسطورهها ميپيوندد و قدمتي پيدا ميكند در حد خود تاريخ پيدايي ملت ايران. ايرانيان شرقي به ويژه از وقتي كه وارد مرحله ده نشيني وكشاورزي شدند، در ميان مراسم جشنها و نيايشها به فراگرد تغيير فصول توجه خاصي نشان دادند ازآن جمله جشن هاي پاييزي يا مهرگان (ميتراكانه) و جشنهاي بهاري وتجديد حيات كشتزارها يعني نوروز بوده است. در ‹‹اوستا›› از نوروز نامي نيست ولي در ميان متون ديني، قديميترين منبع موجود كتاب‹‹بندهشن›› است كه به جشن ‹‹نوروز›› اشارهاي شده است .
سلطنت هخامنشيان براساس تساهل نسبت به عقايد وآراء ديگران بنا شده بود وبنابراين در پذيرش دانش وفرهنگ بيگانگان نيز مقاومتي نميكردند چنانچه، مبناي محاسبات تقويم خود را بر پايه دانش نجومي مصريان قرار دادند و براي نام ماهها از اسامي زردشتي سود بردند. در دوره اشكانيان نيز گاه شماري تركيبي از تقويم اوستايي ومصري بود و به هر حال دراين گاه شمارها جشنهاي نوروز و مهرگان براي خود جايي داشتند. در زمان ساسانيان جشنهاي نوروز با شكوه و رونق كاملتري انجام ميشد و پادشاهان اين سلسله در نوروز كه چند روز به درازا ميكشيد مراسم مختلفي به جا ميآوردند
بعد از ظهور اسلام با آنكه تغييرات مذهبي و سياسي فراواني در جامعه ايران صورت گرفته بود و بسیاري از عادات اجتماعي گذشته دستخوش فراموشي يا دگرگوني شده بود، درميان آن بخش از سنتهاي ايراني كه كه بعد ازاسلام نيز همچنان به حيات خود ادامه دادند ، يكي رسم نوروز بود كه به ويژه ازآن جهت كه با اصول و ضوابط دين هم تعارضي نداشت نه تنها با مخالفت خلافت اسلامي مواجه نشد بلكه بعد از گذشت زمان كه سادگي حكومت اسلامي جاي خود را به تشريفات قدرتمدارانه مقتبس از دربارهاي ايران وروم داد با حسن استقبال هم مواجه شد و به شكل يك آيين پر طمطراق درباري درآمد. ضمنا حاكميت عرب با استفاده از اين موقعيت جمع آوري ماليات را هم با جشنهاي نوروزي هم زمان كرد تا وصولي خزانه انجام گيرد و حتي ‹‹متوكل عباسي›› ازآن جهت كه نوروز با فصل درو و جمع آوري محصول فاصله زيادي داشت دستور داد آن را تا زمان برداشت كشت به تاخير اندازد كه روستاييان بتوانند مالياتهاي دولت را پرداخت كنند . با این همه برگزاري مراسم نوروز گاهي با مخالفتها و محدوديتهايي روبرو ميشد؛ چنانچه همين ‹‹متوكل›› برپايي آيين نوروزي – به ويژه اسب دواني – را در كوچه و بازار ممنوع كرد.
اما عليرغم اين محدوديتها وسختگيريها، نوروز همچون يك سنت استوار جاي خود را در ميان مسلمانان باز كرد اما با شكل ها و تغييرهاي گوناگون ودر قالب پنداشتهها و باورهاي متعدد مردمي:
1- گل آدم در نوروز سرشته شد. نوروز آفرينش انسان است .
2- آدم بهشتي، ازميوه ممنوع تناول كرد، لاجرم به پادافره آن گناه از بهشت رانده شد و روي زمين به ‹‹سرانديب›› فرود آمد و شريك جرمش ‹‹حوا›› به‹‹جده›› افتاد. آدم از كرده خود توبه كرد وبه درگاه خدا ناليد، خداوند براو ببخشود و بدينسان جفت او در زمين عرفات، در روز ‹‹نوروز›› به او باز گردانيد.
3- چون كشتي نوح بر ‹‹ جودي›› قرار گرفت آب كم كم پايين آمد ونوح پاي بر خاك نهاد، آن روز ‹‹نوروز›› بود.
4- روزي كه يوسف را از چاه، برادران بيرون كشيدند، ‹‹نوروز›› بود .
5- موسي، عصاي خود را برآب نيل (يا درياي سرخ ) زد وآب پس نشست وبني اسراييل ازآب گذشتند واز تعقيب وآزار فرعون جستند. آن روز، نوروز بود .
6- روزي كه دوباره، يونس نبي از دهان ماهي پاي بر ساحل نهاد، نوروز بود .
7- هنگامي كه خداوند انسان را آفريد همه ستارگان آسمان در برج ‹‹حمل/ فروردين›› جمع گشتند و چون كار آفرينش پايان آمد، خداوند ستارگان را فرمود تا به جايگاههاي خود باز گردند. آن روز نوروز بود .
8- بكتاشيان ‹‹نوروز›› را روز تولد حضرت علي ميدانند ومعتقدند كه امام در همين روز با فاطمه (س) ازدواج كرد .
9- شيعيان ميگويند پيغمبر در چنين روزي علي را به خلافت خويش برگزيد .
2- ريشه هاي نوروز
ژرژدومزيل عقيده دارد كه چون هند واروپاييان داراي زبان مشترك بودهاند بنابراين ميبايد داراي فرهنگ واساطير مشتركي هم بوده باشند با توجه به اينكه آيين نوروز به گونه اي كه ما در سرزمين خود داريم در ديگر اساطير هند واروپايي و هند وايراني باقي نمانده است بنابراين نظر زنده ياد مهرداد بهار درمورد اينكه نوروز را آييني پيش آريايي درنجد ايران ميداند درست به نظر ميرسد زيرا در اوستا كتا ب ديني ايرانيان پيش از اسلام كه قدمت آن به 600 تا800 سال پيش از ميلاد ميرسد نيز اشارهاي به نوروز نشده است وتنها در متون پهلوي دوران ميانه به نوروز وآيين هاي آن اشاره شده است . بنابراين آرياييها به هنگام مهاجرت ازدشت هاي اوراسي از جنوب روسيه فعلي به سوي نجد ايران با بخشي از باورها وآيين هاي بوميان اين سرزمين روبرو شدند وآنها را درخود جذب كردند و با باورهاي خود آميختند كه يكي از آنها نوروز بود.
آيين هاي نوروزي درميان اقوام وملل ديگر ازجمله بابليان ، هيتيان ، مصريان، يهوديان، مسيحيان و... از دير زمان وجود داشته است اين آيين ها بيش از هرچيز با مراسم قرباني كردن و نو كردن هاي رمزي ارتباط داشته است در آسياي غربي جشن سال نو جشن ازدواج مقدس الهه آب و خداي باروري بوده كه دراصل پيروزي ايزد آبهاي شيرين در كشتن غول آبهاي شيرين بوده است. آيينهاي نوروزي را با مراسم ‹‹تموز››، ‹‹آدونيس››، ‹‹آتيس›› نيز همراه كردهاند .جشن بهاري آدونيس در ابتداي عزا بوده كه ضمن آن مرگ آدونيس، خداي گياهان را يادآوري ميكردند اما درعين حال جشن شادي نيز بود زيرا خدا دوباره زنده ميشد... پيكره خدا كه مانند جسدي آن را كفن پوشانده بود برسرگور مي بردند وسپس آن را به دريا مي انداختند دربرخي جاها آيين دوباره زنده شدن خدا را فرداي روزآيين عزا برگزار ميكردند .
بنابراين آنچه اكنون درايران به عنوان نوروز و مراسم آن وجود دارد بازمانده آيين هايي است كه از دوران ورود آرياييان به ايران تا كنون باقي مانده است .در دوران هخامنشيان نشانه هايي از آيين نوروز دركاخ آپادانا درتخت جمشيد كه شاه دراين مراسم نمايندگان ملت ها واقوام گوناگون را به حضور ميپذيرفته وهدايايي ازآنها دريافت ميكرده وجود دارد. در دوران ساسانيان – به روايت آرتور كريستين سن- نوروز ازاهميت بيشتري برخوردار بوده و به همين دليل نام نوروز در ميان آهنگهاي زمان ساساني كه شاعران ايراني مانند نظامي و منوچهري آنها را ضبط كردهاند مثل نوروز، ساز نوروز، نوروز بزرگ و نوروز قباد آمده است.
آنچه از نوروز امروز درايران وجود دارد بخشي ازآيينهاي بازمانده از دوران پيش آرياييهاست كه پس از امتزاج با باورهاي آنان و پس از ايراني شدن در دوران پيش از اسلام با آميخته شدن با باورهاي اسلامي ممزوج گشته و به گونهاي كه هست دراين سرزمين وجود دارد .بديهي است اساطير وآيين ها در چرخشهاي تاريخي-جغرافيايي هميشه تغيير مييابند- ديگر اينكه ماه فروردين ماه فروهرها است. فروهرها گونهاي از روان آدمي يا نوعي همزاد آدميان هستند. هينلز ميگويد: همانگونه كه هر يك ازآفريدگان مادي يك اصل مينوي دارند انسان نيز خود آسماني دارد كه ‹‹فروشي›› يا فروهر اوست.
در ماه فروردين فروهرها به زمين ميآيند و در اطراف خانه خانوادهشان مي گردند آنها دوست دارند افراد خانواده و خانههايشان تميز ومرتب باشند تا براي آنان دعا وآرزوي بركت كنند اگر فروهرها خانه و كاشانهشان را پاكيزه نبينند ناراحت ميشوند و دعا و بركت ازآن مردم و خانه ها رخت ميبندد از اين روست كه از هنگام آمدن بهار در فروردين چراغ خانهها را روشن ميگذارند و يا در قديم مراسم آتش افروزي بر روي بامها انجام ميدادند تا راه فروهرها را روشن و تابناك كند. حاجي فيروز، راه انداختن دسته هاي نقابدار با صورتك هاي سياه را كه نماينده فروهر مردگان است تداعي مي كند. دكتر مهرداد بهار اعتقاد دارد: ‹‹حاجي فيروز بازمانده آيين بازگشت ايزد شهيد شونده يا سياوش است و چهره سياهش نماد بازگشت او در جهان و لباس سرخش نماد خون سياوش است و شادي حاجي فيروز شادي زايش دو باره كه رويش و بركت را با خود ميآورند است››. روز سيزده نوروز را هم باز در يك چرخش اساطيري پايان دوازده روز نماينده دوازده هزار سال آفرينش آيين زرتشتي ميدانند كه روز بعدش يك آشفتگي به وجود ميآيد كه به رستاخيز و نوشدگي ديگر ميانجامد سيزده نوروز با نوعي آشفتگي درديدگاههاي مسيحي (دروغ هاي اول آوريل) مطابقت دارد .
در انتها لازم است در مورد چهارشنبه سوري به نقل ازدكتر مهرداد بهار گفته شود كه جشن آتش افشاني را منسوب به دوران باستان ميداند و آتش روشن كردن را نماد گرم كردن جهان و زدودن سرما و پژمردگي و بدي از تن ميداند. در مورد اين كه چرا اين مراسم در شب چهارشنبه آخر سال صورت ميگيرد ايشان عقيده دارد شايد به خاطر عدد 4 و معرف چهار فصل بوده است.
آنچه سفره هفت سين را تزیين ميكند: سبزه نودميده و سنبل خوش بر و بو است. ‹‹سيب›› كه ميوهاي بهشتي نام گرفته که نمادي از زايش است؛ ‹‹سمنو›› اين مائده تهيه شده از جوانه گندم. ‹‹سنجد›› كه بوي برگ و شكوفه درخت آن محرك عشق ودلباختگي است. ‹‹سير›› كه ازديرزمان به عنوان دارويي براي تندرستي شناخته شده است – دانه هاي اسپند كه نامش به معني ‹‹‹مقدس›› است و نيز شمع كه روشنايي و نامش آتش را به ياد ميآورد؛ تخم مرغ كه تمثيلي از نطفه و باروري است. كاسه آب زلال به نشانه همه آبهاي خوب جهان و ماهي زنده درآب به نشانه تازگي و شادابي .تاجيكيان در روزگاران گذشته در مراسم نوروز سفره هفت شين ميچيدند :1-شراب2-شير3-شيريني4-شكر5-شربت6-شمع7-شانه. در نوروز از ‹‹هفت ميم›› نيز سخن رفته است .
منابع:
1- داريوش شايگان، اديان و مكاتب فلسفي هند، جلد اول
2- مهرداد بهار، جستاري چند درفرهنگ ايران
3- آرتور كريستين سن، نمونههاي نخستين انسان، ترجمه: ژاله آموزگار- احمد تفضلي
4- جان هينلز، شناخت اساطير ايران، ترجمه ژاله آموزگار – احمد تفضلي
برگرفته از پایگاه farhangetowsee.com

گرچه امسال خیلی ها نوروز ندارند
و داغدار عزیز تازه از دست رفته ای هستند
اما نباید فراموش کرد
عمر ما آدم ها هم شبیه فصل ها روزی به زمستان می رسد
و ناگزیریم که به تولدی دوباره بیندیشیم
وگرنه زندگی معنا و مفهوم خودش را از دست می دهد
.....




